جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

589

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

طرفداران و مبلغين آزادى بود . « ويكليف » مردى پاك و شرافتمند و نيرومند از نظر اخلاق و انديشه و دوستدار و هواخواه ملت بود . او در دورانى كه انگلستان در ظلمت و تاريكى قرن چهاردهم فرو رفته بود ، افكار و نظريات خود را به‌مردم عرضه داشت . از جمله افكار او اين بود كه مردم بايد خودشان مستقيماً و بدون واسطه پدران روحانى ، از تورات آگاهى يابند و مىگفت : اين پدران روحانى در رفاه به‌سر برده و به خوشگذرانى و فسق و فجور مىپردازند ، در صورتى كه مردم بيچاره در دوزخ فقر و بدبختى هستند . پدران روحانى مىخواستند كه در انگلستان چيزى به‌نام « افكار عمومى » وجود نداشته باشد ، ولى او مىخواست به افكار مردم احترام گذاشته شود . وى سپس اعلان نمود كه پاپ هم مانند همه افراد بشر است و همانند ديگران اشتباه مىكند و بايست چون مردم ديگر با او رفتار شود و سپس اعلام داشت كه آموزش خواندن به عموم مردم ، يك امر ضرورى است . . . مردم كم‌كم پيرامون او گرد آمدند و تعليمات او را اخذ كردند و مىخواستند كه اگر رجال دينى اجازه دهند ، گفته‌ها و تعليمات او را به‌مورد اجرا بگذارند . و خود وى شروع به ترجمه تورات به زبان انگليسى نمود تا مردم زودتر بتوانند آن را بخوانند ! در قبال اين « گناهان » پدران روحانى ادعا كردند كه « ويكليف » كافر و زنديق و گناهكار است و بايد در آتش سوزانيده شود . او را محاكمه كردند ولى جرأت نيافتند كه او را بسوزانند چون « آن » دختر پادشاه